مرتضى مطهرى
329
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
موعظه در اسلام يك مطلب ديگر هم داريم و آن مسئلهء موعظه است . موعظه با خطابه فرق دارد . خطابه صناعت است و جنبهء فنى و هنرى دارد و بعلاوه هدف خطابه تحريك احساسات و عواطف است به نحوى از انحاء ، اما موعظه صرفاً به منظور تسكين شهوات و هواهاى نفسانى است و بيشتر جنبهء منع و ردع دارد . اگر هدف خطابه را مطلقِ اقناع بدانيم ، وعظ و موعظه هم قسمى از خطابه است . به هرحال موعظه در جايى گفته مىشود كه كلماتى و جملههايى القاء شود به منظور ردع و منع و تسكين شهوت و غضب در مواردى كه لازم است تسكين داده شود . راغب اصفهانى مىگويد : « الْوَعْظُ زَجْرٌ مُقْتَرِنٌ بِالتَّخْويفِ » يعنى موعظه منعى است كه مقرون باشد به بيم دادن ، يعنى به بيم دادن از عواقب كار . آنگاه از خليل بن احمد ، لغوى معروف نقل مىكند : « هُوَ التَّذْكيرُ بِالْخَيْرِ فيما يَرِقُّ لَهُ الْقَلْبُ » يعنى موعظه يادآورى قلب است نسبت به خوبيها در امورى كه موجب رقّت قلب گردد . موعظه سخنانى است كه موجب نرمى و رقّت قلب بشود . منع مردم از هواپرستى و شهوتپرستى و رباخوارى و رياكارى و تذكر مرگ و قيامت و نتايج اعمال در دنيا و آخرت ، موعظه است . اما خطابه اقسامى دارد : ممكن است حماسى و جنگى باشد ، ممكن است سياسى باشد ، ممكن است قضايى باشد ، ممكن است دينى و اخلاقى باشد . گاهى به منظور تحريك حس سلحشورى و سربازى است كه در جنگها و ميدانهاى مبارزه ايراد مىشود . گاهى به منظور آشنا كردن مردم است به حقوق سياسى و اجتماعىشان ، و گاهى به منظور برانگيختن حس ترحم است مثل خطابههايى كه احياناً وكلاى دادگسترى براى جلب ترحم قضات نسبت به مجرم و محكومى ايراد مىكنند ، براى تخفيف جرم و استرحام كوشش مىكنند . گاهى خطابه به منظور تحريك و بيدار كردن شعور دينى و اخلاقى و وجدانى مردم است . چرا در ميان ما موعظه از خطابه رايجتر است ؟ در ميان ما موعظه از خطابه بيشتر رايج است ، با اينكه در اسلام همان طورى كه عرض كردم انواع خطابهها وجود داشته است . و شايد علت اينكه در ميان ما موعظه توانسته جا باز بكند و رايج گردد و مجالس ما بيشتر جنبهء موعظه دارد اين است كه